شاه سیاه

.روزنوشت های یک کنکوری.

بمون

چشامو که میبندم

صدای تو پلی میشه تو مغزم

تو میای از اعماق دور مغزم

جلوی چشمام

درست جلوی چشمام وامیستی

نگام میکنی 

نگات میکنم

بیشتر که نگات میکنم

بیشتر ناراحت میشی 

هر چی میخوام نزدیک تر بشم 

بیشتر دور تر میشی 

هر چی غمه توی سر من آوار میشه 

میخوام گرم باشی 

اما هر لحظه بیشتر یخ میبدی

یاد شب هایی میوفتم

که با فکر تو میخوابیدم

خوابت رو میدیدم

خواب میدیدم که دستت رو گرفتم

چقدر گرمی بخش بود .. 

چه آفتاب خوبی بود .. تو یه دشت سرسبز 

ما میرفتیم

کجا نمیدونم

کجا بود اونجا نمیدونم ..

اما میرفتیم

نمیدونم

کجا دستمو ول کردی

که دیگه فقط تو رفتی 

من همراهت نبودم....

کاش میموندی 

کاش..


امضا.شاه سیاه

۲
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
این همه دیوار .. این همه دیوار از خواب آبی ارغوان چه میخواهند ؟؟...
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان